انتظار



 

      طناب دار

این طور منــــو نگاه نکن ,  دست توی دست من نذار

برو یه وقت مریض میشی ,  بغضت رو هی نگه ندار

 

فدات بــشم ,  فدات بــشم  , فدات بــشم  , بـزار بـــرو

محــاله باورش که مـــــن , دیگه نمی بینم تــــــــو رو

 

صدات می لرزه عشق من , اسمم رو هـــی صدا نکن

طناب و دور گــــــــــردنم , بنداز دیگـــــــه نگام نکن

 

بمیرم واســـه بغض تــــو , فکرمنـــو نکن بــــــــــرو

دلو اسیـــــــــــر من نکن , اگه دوسم داری بــــــــــرو

 

تو رو خدا گریـــــه نکن , تصمیمه آخـــــــــــرو بگیر

چار پایــه رو بکش برو , چارپایــــــــه دستاشو بگیر

 

با دست عاشقت بــــزار , طنابـــــو دور گردنـــــــــــم

می خوام فقط ادا کنـــــم , حقی که مونده گردنــــــــــم

 

مـــــــــن بشکنم , برنجم , فـــــــــدای تار موهـــــــات

مهم تویـــــــــــی نرنجی , بــــــرس به آرزوهــــــــات

 

مواظب خــــــودت باش , با قلب من چه کـــــــــــردی

دلـواپـسـم نباشـــــــــــــم , به اشک کــی بــــــــــخندی

 

اگر سراغمـــــــو گرفت , بگیـــن نشونه ای نذاشــــت

بگین از اینجـــــا رفته و , چاره ی دیگه ای نداشــــت

 

اگـــــــر سراغمو گرفت , این نامه رو بـهش بــــــدین

بگین کــه جا گذاشته بود , پرسید کجا هیچی نـــــگین

 

اگر بازم پرسیـــــــد ازم , اگــــــــــــــه نکردش آشکار

چاره ای نیست بهش بگین , فلانی رفته زیر خــــــاک

 

فلانی رفته زیر خاک

 


 

 

عاشقت خواهم ماند ...

بی آنکه بدانی ...

دوستت خواهم داشت ...

بی انکه بگویم …

درد دل خواهم گفت ...

بی هیچ کلامی ...

گوش خواهم داد ...

بی هیچ سخنی ...

در آغوشت خواهم گریست ...

بی آنکه حس کنی ...

آری عزیزم...

عاشقت خواهم ماند بی آنکه حس کنی

 


 

 

دیر گاهیست که تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آیینه ز من بی خبر است که اسیر شب یلدا شده ام من که بی تاب شقایق بودم همدم سردی یخ ها شده ام کاش چشمان مرا خاک کنید تا نبینم که چه تنها شده ام...


 

 

بهانه ی با تو بودن مرا به اوج آسمان برد

  هوایی ام کرد . هوای تو را در دلم پروراند هستی من .

هوای داشتنت چه سخت است زمانی که ندارمت

تا کی به انتظار نوازش دستانت بنشینم

که شاید ببینمت و در نوایی فرا تر از سکوت عاشقی با

بی کلامی بگویم دوستت دارم عزیزم ...

 اگر کنارم نمی مانی بگذار که این سخن را بگویم بعد برو ...

نگذار روزی در حسرت جمله ای بمانم که روزگاری با آن گذراندم .

عشق بازی ام را با خیال تو ...

تویی که شاه قصه های شبانه ام بودی و منی که خاطره ای

در میان خاطرات گمشده ات ...

باکی از مردن ندارم چون می دانم اگر روزی بعد از من پا به

دنیای عاشقی ام گذاشتی

و نوشته هایم را خواندی می فهمی که چقدر عاشقت بودم ...

چون پایان هر نوشته ام با عشق نوشته ام :

        دوستت دارم


 

 

شبگردی می‌کنم. اما صدای نفس‌هایت را از پشت

 هیچ پنجره و دیواری نمی‌شنوم. آسوده بخواب نازنینم،

 شهر در امن و امان است ... تنها خانه‌ی من است که در آتش می‌سوزد...

<br/><a href="http://i43.tinypic.com/4lvv9.jpg" target="_blank">View Raw Image</a><br/><a href="http://i43.tinypic.com/4lvv9.jpg" target="_blank">View Raw Image</a><br/><a href="http://i43.tinypic.com/4lvv9.jpg" target="_blank">View Raw Image</a><br/><a href="http://i43.tinypic.com/4lvv9.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>                    <br/><a href="http://i43.tinypic.com/4lvv9.jpg" target="_blank">View Raw Image</a><br/><a href="http://i43.tinypic.com/4lvv9.jpg" target="_blank">View Raw Image</a><br/><a href="http://i43.tinypic.com/4lvv9.jpg" target="_blank">View Raw Image</a><br/><a href="http://i43.tinypic.com/4lvv9.jpg" target="_blank">View Raw Image</a><br/><a href="http://i43.tinypic.com/4lvv9.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>


 

 

<br/><a href="http://i40.tinypic.com/2ntcpip.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>


 

 

دختره از پسره پرسید من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داری؟گفت نوچ؟گفت اگه بمیرم برام گریه میکنی؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هیچی نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نیستی زیبا ترین هستی.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بمیری برات گریه نمیکنم چون من هم می میرم


 

 

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید


 

 


    خسته ام از حبس دیوار و قفس

    خسته ام از حجم سنگین نفس

     خسته ام از ابر و باران و حصار 

   از طلوع و از غروب این دیار

     خسته ام از دیدن هر منظره

   از طبیعت در درون پنجره

       خسته ام از رفت و آمد های دور

      از کویر و دشت و صحرا و عبور

      خسته ام از خستگی و سادگی

      خسته ام از عشق و از دلدادگی


 

 

<br/><a href=


 

علی عشقم

خدایا اگه علی بره جونم و هم ازم بگیر دیگه تحمل ندارم

می دونم رسیدن عاشق به معشوق یه جورایی محاله ولی من

 دیگه تحمله این یکیشو ندارم خودت می دونی به خاطرش همه

 چیزم و از دست دادم اگه بره چیزی واسه ادامه زندگی ندارم

 می دونم التماس من بهت بی فایده ست چه کار کنم دارم

دیوونه میشم


 

 

<br/><a href="http://s5.tinypic.com/1r9lef.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>


 

 

<br/><a href="http://s5.tinypic.com/5yaq2q.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>


 

 

 

  اگر تار بودم آهنگ دوستت دارم را برایت می نواختم

 اگر بهار بودم شکوفه ها را برایت تقدیم می کردم


اگر باران بودم آنقدر می باریدم تا غبار غم ها را

 از دلت بزدایم ولی افسوس که نه تارم نه بهارم نه بارانم


ولی هر چه هستم با تمام وجود فریاد می زنم

علی جیگرم ,دوستت دارم    

  <br/><a href=

 

 


 

 

<br/><a href="http://s5.tinypic.com/2my7q0n.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>


 

 

 اگه فکر میکنی که رفتنت باعث شکستنم میشه ؛

 اگه فکرمیکنی که بعد ازرفتنت اشک میریزم ؛  <br/><a href=

 اگه فکرمیکنی که بانبودنت لحظه هام خالی میشن؛

 اگه فکرمیکنی که هرلحظه دلم برات تنگ میشه؛

 اگه فکرمیگنی که بی تومیمیرم؛

درست فکرمیکنی تو که میدونی نبودنت رو تاب نمیارم پس بــــــــــــــــــــــــــــــــــمــون


 

 

<br/><a href="http://i44.tinypic.com/259g4rt.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>


 

 

پشت سرت رو خوب ببین پشت سرت فقط منم

فکر خودت با شو برو من اگه حرفی میزنم

همیشه ارزوی من دلخوشی های تو بوده

من میدونم میخوای بری رفتن تو  خیلی زوده

اگه بری نگاه من تو اوج حسرت می مونه

اما بدون ترانه هام بغض چشاتو میشکونه

حالا که روزگار میخواد اشک منو در بیاره

دیگه برو دیگه برو بذار که چشمام بباره


 

22

<br/><a href=


 

 

شبی غمگین شبی بارانی و سرد 

 مرا در غربت فردا  رها   کرد

دلم  در  حسرت دیدار او   ماند 

 مرا   چشم  انتظار  کوچه ها  کرد

به من می گفت تنهایی غریب است 

 ببین با غربتش با من چه ها کرد

تمام هستی ام  بود  و  ندانست 

  که در  قلبم چه آشوبی به پا کرد

او  هرگز  شکستم را  نفهمید  

  اگر   چه  تا   ته   دنیا   صدا   کرد

 


 


ببین اندام تنهاییم را که در لحظه های خاکستری در انتظار طلوع خورشید است این شب ها چشم های من خسته است گاهی اشک ، گاهی انتظار این سهم چشم های من است

 

 

 

سایه

 

امرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
خرداد ۸٧

 

۱۳۸۸/٥/٢٢
۱۳۸۸/٥/٢٢
۱۳۸۸/٥/٢٢
۱۳۸۸/٥/۱
۱۳۸۸/٢/۱٢
۱۳۸۸/٢/۱٢
۱۳۸۸/٢/۱٢
۱۳۸۸/٢/۱٠
۱۳۸۸/٢/٩
۱۳۸۸/٢/٤

 

منو تنهایی
سرزمین نازنین
دلتنگیهایم
سایه غم

 

RSS 2.0

خدمات وبلاگ

دريافت كد ستاره باران وبلاگ

Digital Clock - Status Bar
ابتدا نيت كنيد

سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس